كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

618

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

شاهزادگان و امرا را جمع فرموده گفت كه چون ما سه روز از راه افتاديم هرآينه قاچقنجى رفته ياغى را خبر كرده باشد . يراق آن است كه پيش راه گريزگاه ياغى بگيريم . « 1 » بر اين قرار امير جلال حميد را قجرچى ساخته فرمان شد كه اميرزاده عمر شيخ بهادر از راه شبارتو « 2 » از قراجور « 3 » گذشته سر راه گيرد . شاهزاده ايلغار كرده در موضع قياس « 4 » به انكاتورا رسيد و ايل والوس او را به قتل آورده [ انكاتورا بيرون رفت و سكاولان او را از قمارچى بيرون كرده بازآمدند ] « 5 » و اميرزاده عمر شيخ مظفّر و منصور در موضع اقتاد « 6 » به آن حضرت پيوست . و چون از شيخ على بهادر و ايكوتيمور كه به طلب ياغى رفته بودند تا غايت خبرى نيامد ، آن حضرت شاهزادهء شيردل ، عمر شيخ را به طلب ايشان فرستاد و ايشان از راه ديگر آمده شاهزاده به الاكول رسيد و با پنجاه شست سوار به رسم قراولى فرسنگى از لشكر جدا گشته ناگاه سيصد سوار مغول پيش آمد . « 7 » شاهزاده را غيرت جبّلى نگذاشت كه عنان بىناموسى به دست فرار دهد . قدم قرار در راه تقدير آفريدگار استوار داشته در برابر ايستاد . مغولكان ايشان را مفت خود دانسته شكارىوار در ميان گرفتند . شاهزاده چون شير خشم‌آلود حمله كرد و بر قاعدهء جنگ مغول بر گرد يكديگر مىگشتند . صعوبت جنگ به جايى رسيد كه گردون گردان در كار ايشان متحير و سرگردان ماند و قريب دويست حمله از طرفين واقع شد و مغولكان عاجز شده گريختند و شاهزاده نيم فرسنگ در قفا رفته بسيارى از ايشان به

--> ( 1 ) . ظف : « شايد كه دشمنان خبر يافته باشند و متفرق شده مصلحت آن است كه از دو طرف متوجّه ايشان شويم . » ( 2 ) . ف : شارتو ، ك ، س : شبارتو - ظف : شراوشياتو و نسخهء چاپ كلكته : شيادتو . ( 3 ) . ظف : قراغوجور . ( 4 ) . ظف : قوباق . ( 5 ) . ظف : « انكاتورا را تكاميشى كرده از ولايت به در كردند و از موضع قاقمه برجى بگذرانيدند . » ( 6 ) . ظف : اختاديكتو - نسخهء چاپ كلكته : اختاديكتور . ( 7 ) . ظف : « چون به بيابان ايت ايجمس آله كول رسيد ناگاه با هشتصد سوار از دشمنان برخورد . » ص 339